تبلیغات
وبلاگ مینا 70 - گزارشی از سخنان دو کبوتر عاشق در تاکسی !
 
 
كاربر گرامی، خوش آمدید!   WellCome To MyBlog
 
موضوعات سایت
بخش های سایت
  فیلم و كلیپ

  كسب در آمد
  خبر
  مطالب جالب
  اس ام اس
  ترفند
  افزایش بازدید سایت
  دانلود
  آهنگ جدید
  موبایل
  طنز
  عكس
  مقاله
  دینی و مذهبی
  داستان

جستجو


لوگو سایت

وبلاگ مینا 70


لوگوی دوستان

برترین سایت دانلود ایران

تبلیغات سایت




عنوان این پست گزارشی از سخنان دو کبوتر عاشق در تاکسی ! و از بخش داغ کن - کلوب دات کام طنز , می باشد

گزارشی از سخنان دو کبوتر عاشق در تاکسی !
راننده:تجریش یک نفر،تجریش حرکت

نویسنده:آقای راننده خسته نباشید.من احتمالا یک نفر هستم.کدوم ماشینو سوار بشم؟

راننده:همونی که اون آقا و خانوم جوون سوارش شدن.

 

ما نیز که بسیار پسر حرف گوش کنی می باشیم سریع در صندلی عقب ماشین در کنار یک زوج بسیار خوشبخت نشستیم(در متون قدیمی به جای عبارت زوج بسیار خوشبخت از واژه غیر اخلاقی و مذموم یک دوست پسر و یک دوست دختر خوشبخت استفاده شده که در هنگام بازنویسی جهت حفظ ارزشها و در راستای وفاق با صداوسیمای عزیز،آنها را زن و شوهر فرض نمودیم!)آنچه میخوانید گفتگوی این زوج خوشبخت در داخل تاکسی می باشد(البته با اندکی دستکاری و اضافه کردن طنز):

 

پسر:عزیزم تو رو به اندازه تمام رژلبهایی که تا حالا برات گرفتم دوست دارم.

دختر:منم به اندازه تمام موهای کلاه گیست میخوامت.

پسر:به قدری دوست دارم که حتی شبها خواب تو رو می بینم.

دختر:من به اندازه ای عاشقتم که شبا از فکر تو خوابم نمیبره .

پسر:تو برام خیلی عزیزی.

دختر:تو هم عزیز دلمی .

پسر:تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است!

دختر:از در درآمدی و من از خود به در شدم!

پسر:چه خوشگل چه خوشگل چه خوشگل شدی امشب.

دختر:چی صدا کنم تو رو تو که از گل بهتری!

پسر:شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم.

دختر:تو رو چه جوری بکشم با اون موهای عسلی؟موهاتو من چیکار کنم؟نیست مدادی مخملی!

پسر:مادر تویی جون پناه من!مادر تویی تکیه گاه من!!!

دختر:خفه شو کثافت!دیگه حرف نزن.

پسر:به خدا اشتباه شد نمی خواستم اینطوری بشه!

دختر:فهمیدم وقتی کنار من هستی باز داری به مامان جونت فکر میکنی!مگه من برگ چغندرم؟

پسر:این شعر همینجور یهویی پرید.منظور بدی نداشتم.

دختر:بله!معلومه!تو مادرتو دوست داری.پس من چی؟

پسر:باور کن تو رو هم دوست دارم.

دختر:نه آقا برو با همون مامان جونت خوش باش!!!

پسر:نرو عشق من نرو!!!

دختر:آقای راننده من پیاده میشم.این آقا لیاقت عشق منو نداشت.کرایه رو هم خودشون حساب میکنن تا ادب بشن!

 

تاکسی کنار خیابان متوقف میشود.دختر محترم پیاده شده و در را با شدت هر چه تمامتر می بندد.آقای راننده ضبط ماشین را روشن کرده.صدای دلنشین استاد جوادیساری در گوش مسافران طنین انداخته است:

 

سپیده دم اومد و وقت رفتن گفتی برام نیست دیگه جای موندن

هر چی که بوده بین ما تموم شد حرفی نداریم ما برای گفتن

من میرم از زندگی تو بیرون یادت باشه خونمو کردی ویرون .....




دوربین مخفی از رقص با حال

در همین لحظه من به آقای راننده گفتم.مرسی.من همین جا پیاده می شم و تاکسی در کنار خیابان ایستاد و من بسیار با شخصیتانه و با لبخندی بسیار جذاب از تاکسی پیاده شدم و در را با وقار و فروتنی هر چه بیشتر بستم و به سوی خانه روانه شدم.

 

 

 :: لینك ثابت نویسنده : مینا رضا پور نظرات و پیشنهادات Comment  

مطالب پیشین

تغییر مدیریت و آدرس وبلاگ
اس ام اس های مربوط به طولانی ترین شب سال - اس ام اس شب یلدا sms
دوباره اومدم
خواص ازدواج
فوتبال در بهشت!
دروغ گوی حرفه ای!
یه آگهی جالب
آرزوی عجیب
جک های جدید
کلیپ حرکت عجیب یک کودک ایرانی با دست
اس ام اس های عاشقانه سزی جدید
کلیپ زیباترین گل رونالدو
۱۵۸ عکس جالب تاریخی از انقلاب سال ۱۳۵۷
كلیپ آخرت بسكتبال
سوتی در یك مراسم رسمی در عراق


اطلاعات سایت
 

مدیران و نویسندگان
مینا رضا پور
شروین مدرس
Mani private
m davodi

آمار بازدیدكنندگان
امروز :
دیروز :
كل :

مطالب و نظرات
كل مطالب :
كل نظر ها :


لینكدونی
وبلاگ صفادشت
tafriho sargarmi
یه دل كوچولو
وبلاگ فریاد آذربایجان
اسرار کائنات..موجودات فضایی
دانلود موزیك جدید
ایالت متحده باغچه شاهی
رهایی
آرشیو لینكدونی

نظرسنجی

لینك دوستان
:: وبلاگ صفادشت

صفحه اصلی |  ارتبــــــــــــــاط با ما |  ایمیل |  طراح قالب |  صفحه خانگی



Powered By www.EbrahimOnline.ir | Email:Mr.Eshafiei@gmail.com