تبلیغات
وبلاگ مینا 70 - زرنگترین پیرزن دنیا !!
 
 
كاربر گرامی، خوش آمدید!   WellCome To MyBlog
 
موضوعات سایت
بخش های سایت
  فیلم و كلیپ

  كسب در آمد
  خبر
  مطالب جالب
  اس ام اس
  ترفند
  افزایش بازدید سایت
  دانلود
  آهنگ جدید
  موبایل
  طنز
  عكس
  مقاله
  دینی و مذهبی
  داستان

جستجو


لوگو سایت

وبلاگ مینا 70


لوگوی دوستان

برترین سایت دانلود ایران

تبلیغات سایت




عنوان این پست زرنگترین پیرزن دنیا !! و از بخش داغ کن - کلوب دات کام مطالب جالب , می باشد

زرنگترین پیرزن دنیا !!
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد .
پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید !
مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد : بیست هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ده صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ده صبح برنامه ای برایش نگذارد .
روز بعد درست سر ساعت ده صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .
وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد : من با این مرد سر یکصد هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند........

 :: لینك ثابت نویسنده : مینا رضا پور نظرات و پیشنهادات Comment  

مطالب پیشین

تغییر مدیریت و آدرس وبلاگ
اس ام اس های مربوط به طولانی ترین شب سال - اس ام اس شب یلدا sms
دوباره اومدم
خواص ازدواج
فوتبال در بهشت!
دروغ گوی حرفه ای!
یه آگهی جالب
آرزوی عجیب
جک های جدید
کلیپ حرکت عجیب یک کودک ایرانی با دست
اس ام اس های عاشقانه سزی جدید
کلیپ زیباترین گل رونالدو
۱۵۸ عکس جالب تاریخی از انقلاب سال ۱۳۵۷
كلیپ آخرت بسكتبال
سوتی در یك مراسم رسمی در عراق


اطلاعات سایت
 

مدیران و نویسندگان
مینا رضا پور
شروین مدرس
Mani private
m davodi

آمار بازدیدكنندگان
امروز :
دیروز :
كل :

مطالب و نظرات
كل مطالب :
كل نظر ها :


لینكدونی
وبلاگ صفادشت
tafriho sargarmi
یه دل كوچولو
وبلاگ فریاد آذربایجان
اسرار کائنات..موجودات فضایی
دانلود موزیك جدید
ایالت متحده باغچه شاهی
رهایی
آرشیو لینكدونی

نظرسنجی

لینك دوستان
:: وبلاگ صفادشت

صفحه اصلی |  ارتبــــــــــــــاط با ما |  ایمیل |  طراح قالب |  صفحه خانگی



Powered By www.EbrahimOnline.ir | Email:Mr.Eshafiei@gmail.com