تبلیغات
وبلاگ مینا 70 - جوك و اس ام اس 3
 
 
كاربر گرامی، خوش آمدید!   WellCome To MyBlog
 
موضوعات سایت
بخش های سایت
  فیلم و كلیپ

  كسب در آمد
  خبر
  مطالب جالب
  اس ام اس
  ترفند
  افزایش بازدید سایت
  دانلود
  آهنگ جدید
  موبایل
  طنز
  عكس
  مقاله
  دینی و مذهبی
  داستان

جستجو


لوگو سایت

وبلاگ مینا 70


لوگوی دوستان

برترین سایت دانلود ایران

تبلیغات سایت




عنوان این پست جوك و اس ام اس 3 و از بخش داغ کن - کلوب دات کام اس ام اس , می باشد

 

جوك و اس ام اس 3

 

روی ادامه مطلب كلیك كنید

روزی تو شهری یه چاله ای بود كه مردم معمولآ میفتادن توش بعد از مدتی همه ی مهندسین شهر جمع میشن تا این موضوع رو حل كنن بعد از ساعتها بحث و جدل هر كی میره تا نظرش رو بگه اولی میره میگه بهتره یه امبولانس بزاریم بغل چاله ! همه بلند میشن براش سوت و دست میزنن .
دومی میگه بابا امبولانس چیه ؟ تا برسه به بیمارستان 10 بار مرده بهتره یه بیمارستان بغل چاله بسازیم .
مردم همه كف . سوت و دست و بابا تو دیگه كی هستی !
سومی میاد میگه همین كارا رو كردید كه بهمون میگن دهاتی دیگه . ساختن بیمارستان كلی خرج داره ! باید این چاله رو پر كنیم بریم نزدیگ یه بیمارستان دیگه چاله بسازیم

یه روز به یه نفر میگن علی یارت .میگه ما قبلا یاركشی كردیم

به یه نفر میگن چه شغلی رو دوست دارید میگه آبیاریه گیاهان دریایی

یه روز یه آقایی میره خاستگاری یه خانمی پدر خانومه میگه دختر ما فعلا داره درس می خونه آقاهه میگه اشكال نداره میرم 1 ساعت دیگه میام

معلمه به شاگردش میگه برو یه مورچه نر پیدا كن وردار بیار. بچهه فرداش یه مورچه میاره معلمه ازش میپرسه خوب تو حالا از كجا فهمیدی كه این مورچهه نره؟ بچهه میگه آخه جلوی مدرسه دختروونه پیداش كردم

مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به كبریت دست نزنی ها

پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم

روانپزشك : همین حالا برو خانه و رو در روی بدبختی هات بایست و بهشون بخند.
بیمار : نمی شه آقای دكتر ، زن و مادر زن من اصلاً اهل شوخی نیستند.

 

 

یه روز یه آدم نیكو كار نارنجك میندازه تو جهنم همه شهید میشن میرن بهشت!!!!!!!!

به یه نفر میگن اسم كوچك پاستور چیه میگه به گمانم انسیتو

یك بار یه دختره به یه پسره میگه میخوای جایی كه آمپول زدم را ببینی پسره قند تو دلش آب میشه بعد دختره میگه ایناها تو درمونگاه این خیابون

یه نفر با خدا قهر می شه میره در مسجدو میزنه فرار می كنه

یك بار به یك بسیجی می گویند دو خط موازی را تعریف كند می گوید: دو خط موازی خطی هستند كه هیچگاه به هم نمیرسند مگر به فرمان مقام معظم رهبری

این شوخی از عبید زاكانی از رساله دلگشا است.روزی عبید ازكوچه میگذشت ، مردی را دیدكه سگی راسخت میزد. عبید از او پرسید : چرا سگ را میزنی؟ آن مرد پاسخ داد این سگ ناپاك به درون مسجد رفته،عبید به اوگفت :سگ را نزن چون نمی فهمد، اگر مانند ما بود هرگز پایش را مسجد نمی گذاشت

مشتری : كه فرمودید شما ابتدا از مشاغل پایین شروع كردید تا به اینجا رسیدید ؟
فروشنده : بله ! من اول كفاش بودم ،‌بعد كمربند می ساختم و حالا كلاه فروش شده ام !

یه یارویی با كلید گوششو تمیز می كرد فكش قلف شد

پزشك قانونی به بیمارستاندولتی سرك كشیدو مردی را میان دیوانگان دیدكه به نظر خیلی باهوش میامدوی اورا صدا كرد وبامهربانی گفت:میبخشید آقا شمارا به چه علت به تیمارستان آورده اند.
مرد گفت: آقای دكتر بنده زنی گرفتم كه دختر 18 ساله داشت روزی پدرم ازاین دختر خوشش آمد واورا گرفت از آن روز به بعد زن من مادر زن پدر شوهرش شدوچندی بعد دختر زن من كه زن پدر من بود پسری زایید واسمش را چنگیز گذاشت.چنگیز برادر من شد زیرا پسر پدرم بود اما در همان چنگیز حال نوه زنم بود ونوه من هم میشد و من پدربزرگ برادر تنی خود شده بودم. چند روز زن من پسری زایید وازآن روز زن پدرم ,خواهر ناتنی پسرم وحتی مادر بزرگ اوشددر صورتی كه پسرم برادر مادر بزرگ خود وحتی نوه اوبود از طرفی چون مادر فعلی من یعنی دختر زنم خواهر پسرم میشود ظاهراخواهرزاده پسرم شده ام ضمنا من پدر مادر وپدر بزرگ خود شده ام پس پدرم هم برادر من است هم نوه من . حالا آقای دكتر اگر شما به چنین مصیبتی گرفتار میشدید آیا كارتان به تیمارستان نمیكشید؟

یكروز یه هالو میره مسابقه 20سوالی دوستاش ازپشت پرده بهش میگن جواب خیاره بعد میاد میپرسه تو جیب جا میگیره میگن نه میگه عجب خیار بزرگی

یه روز یه نفر یدونه میخ میره توی پایش اونو در میاره می بینه داره خون میاد میخو می گذاره سر جاش

دو نفر دعواشون میشه، میبرنشون كلانتری. افسرنگهبان از اولی میپرسه: اسمت چیه؟ یارو با بیخیالی میگه: فِری افسره حسابی چپ و راستش میكنه، میگه: بی پدر فكر كردی اینجا خونه خالست خودمونی شدی؟ گفتم اسمت چیه؟ اونم كه حساب دستش اومده بوده میگه: فریدون قربان! افسره برمی‌گرده به دومی میگه اسم توچیه؟! اون اسمش قلی بوده، یكم فكر میكنه بعد با ترس جواب میده: قولیدون!!!

كشتی در حال غرق شدن بود.ناخدا فرمان خروج از كشتی را صادر كرد.مردها برای خروج هجوم آورده بودند.ناخدا مانع خروج مردها شدوگفت:خجالت بكشید حق تقدم با زنان است.زنان بسیار خوشحال شدند وضمن تشكر از ناخدا به خاطر رعایت حق خانم ها یكی یكی از كشتی خارج شدند... پنج دقیقه بعد ناخدا:آقایان بفرما ئید پیاده شوید كوسه ها به اندازه ی كافی سیر شدند !!!

آقایی میرود بم به كمك زلزله زده گان ازاو می پرسند دلخراش ترین صحنه ای كه دیدی چه بود
می گوید وقتی اجساد را دفن می كردیم به یك كودك رسیدیم كه وقتی روی آن خاك می ریختیم می گفت كمك كمك

یك روز به یك نفر میكن با كلمه شاش جمله بساز میكه اصغربا داداشاش رفتن كوه میكن احمق منظور از شاش جیشه میكه خوب ابجیش هم بااونابود

یك روزی توی خیابون شخصی به یك خانم كه همراه شوهرش بود تیكه میندازه ! خانم ناراحت شده رو به شوهرش می كنه میگه توچه مردی هستی كه این آقا جلوی تو به من این حرف را میزنه ؟
مرد هم به خاطر اینكه خودی نشون بده جلوی آقا را میگیره و میگه یا همین الان میای خانم من میبوسی و از دلش در میاری یا با من طرفی!

روزی دختر ملا نصرالدین گریان بیش اون میاد میگه شوهرم منو كتك زده!!! ملا میگه
بهش بگو اگه دوباره تورو بزنه منم زنشو میزنم

یه روز یه دیوونه سوار هوابیما بوده همش سروصدا میكرده خلبان به مهماندار میگه
یه جوری ساكتش كن!! مهماندار میره بعد از چند دقیقه میاد.. خلبان میگه چطور ساكتش كردی؟ مهماندار میگه در هوابیما رو باز كردم گفتم برو تو حیاط بازی كن!!!

 معلم : خب بگو ببینم من میروم - تو میروی -او میرود - ما میرویم - شما میروید - آنها میروند چه زمانیه؟ شاگرد : زمانی كه زنگ تفریح رو میزنند.

یه روز یه تركه میره قصابی میگه :آقا 10كیلو استخوان بده مرده میگه 10 كیلو استخوان مگه سگ هارو دعوت كردی تركه میگه: بله مكه به شما كارت دعوت نرسید

یك روز یك نفری یك چراغ جادو پیدا می كنه غول در می اید و میگه3تا ارزو بكن .مرد 2ارزو می كنه و می مونه سومیش میگه خلیج فارسو آسفالت كن میگه یك ارزویی بكن كه شدنی باشه مرد فكر می كنه و میگه منو ادم كن یدفه غول میذاره میره مردك به غول میگه هنوز كه ارزوم بر اورده نشده غول میگه میرم همون خلیج فارسو آسفالت كنم.

 

 

 

 :: لینك ثابت نویسنده : مینا رضا پور نظرات و پیشنهادات Comment  

مطالب پیشین

تغییر مدیریت و آدرس وبلاگ
اس ام اس های مربوط به طولانی ترین شب سال - اس ام اس شب یلدا sms
دوباره اومدم
خواص ازدواج
فوتبال در بهشت!
دروغ گوی حرفه ای!
یه آگهی جالب
آرزوی عجیب
جک های جدید
کلیپ حرکت عجیب یک کودک ایرانی با دست
اس ام اس های عاشقانه سزی جدید
کلیپ زیباترین گل رونالدو
۱۵۸ عکس جالب تاریخی از انقلاب سال ۱۳۵۷
كلیپ آخرت بسكتبال
سوتی در یك مراسم رسمی در عراق


اطلاعات سایت
 

مدیران و نویسندگان
مینا رضا پور
شروین مدرس
Mani private
m davodi

آمار بازدیدكنندگان
امروز :
دیروز :
كل :

مطالب و نظرات
كل مطالب :
كل نظر ها :


لینكدونی
وبلاگ صفادشت
tafriho sargarmi
یه دل كوچولو
وبلاگ فریاد آذربایجان
اسرار کائنات..موجودات فضایی
دانلود موزیك جدید
ایالت متحده باغچه شاهی
رهایی
آرشیو لینكدونی

نظرسنجی

لینك دوستان
:: وبلاگ صفادشت

صفحه اصلی |  ارتبــــــــــــــاط با ما |  ایمیل |  طراح قالب |  صفحه خانگی



Powered By www.EbrahimOnline.ir | Email:Mr.Eshafiei@gmail.com